تبليغاتX
عابرپیاده

لطفادراینجافقط یادداشت بگذارید

 

90946460222039559333.jpg


نویسنده : در تاريخ جمعه ششم آبان 1390

شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم

تنهایی ام را با تو قسمت میکنم , گسترده تر از عالم تنهای

تصاوير جديد زيباسازی



نویسنده : در تاريخ چهارشنبه بیست و ششم آبان 1389

 عکس   عکاسی با سرعت بالا (تصاویر فوق العاده)



نویسنده : در تاريخ جمعه بیست و پنجم فروردین 1391
انسان با سه بوسه تکمیل می شود
1-بوسه مادر که با ان پا به عرصه خاکی می گذاریم
2-بوسه عشق که یک عمر با ان زندگی می کنی
3-بوسه خاک که با ان پا به عرصه ابدیت می گذاری



نویسنده : در تاريخ چهارشنبه بیست و یکم دی 1390
یک روز یک پسر تنها تو خیابون نشسته بود و تو فکر گذشته ها غرق شده
بود گذشته هایی که واسش خیلی عزیز بودند
ناگهان عابر پیاده ای که از جلوش رد میشد ، توجه ش رو جلب کرد
اون عابر پیاده یک دختر زیبا رو بود
یه لحظه تصمیمش رو گرفت و از جاش بلند شد
میخواست با اون دختر درد و دل کنه اما یاد گذشته ها به او
این اجازه رو نمیداد
نا امیدتر از قبل ، بدون هدف تو خیابونا به راه افتاد
رفت و رفت ورفت تا به یک چشمه رسید
مدتی عکس خودش رو تو آب نگاه کرد و دید این چند روزه با خودش چیکار کرده ، آبی به سر و صورتش زد با خودش فکر کرد فقط این آب زلاله که میتونه درد وغمشو بشوره
زیر سایه یک درخت پر شاخه وبرگ نشست

بعد از کمی استراحت ، انگار دوباره متولد شد . پر انرژی از جاش بلند شد و از داخل آب رد شد و



نویسنده : در تاريخ دوشنبه نوزدهم دی 1390 [ادامه مطلب]
02 child bride sinclair iwrite 10 عکس برتر سال 2011 به انتخاب مجله نشنال جئوگرافیک
استفانی سینکلرهرات ، ا
یک توری نازک از  صورت زهرا  که دچار سوختگی شده در برابر آزار مگس های مزاحم محافظت می کند.هر ساله تعدادی از زن های افغان برای جلوگیری از سوء استفاده های ج.ن.سی و ازدواج های ناخواسته با یقین به اینکه به راحتی جان می دهند دست به خودسوزی می زنند. این در حالی است که بسیاری از آنها زنده مانده و دچار جراحات دلخراش سوختگی می گردند.این عکس گویای این حقیقت تلخ است.



نویسنده : در تاريخ سه شنبه ششم دی 1390


اغلب افرادي كه اين فيلم 90 ثانيه اي را در گوشي هاي همراه خود ديده يا درمورد آن شنيده اند ، خواستار مجازات متجاوزان توسط مردم شده اند .


به گزارش عصر ایران انتشار فيلم تجاوز به عنف چند تبعه افغان به يك دختر ايراني در ورامين، موجب خشم عمومي مردم اين شهر شده است.
به گزارش «جهان»، انتشار اين فيلم كه صحنه تجاوز شش مرد افغان به يك دختر حدود 18 ساله ايراني و التماس اين دختر براي خودداري از تجاوز به او را نشان مي دهد موجب خشم عمومي مردم اين منطقه شده است .

پخش اين شايعه كه جنايت ياد شده در شهر قرچك از توابع ورامين رخ داده و اين دختر نيز از اهالي اين منطقه بوده، موجب خشم بيشتر شهروندان وراميني از اتباع افغان ساكن در اين شهرستان شده است .

اغلب افرادي كه اين فيلم 90 ثانيه اي را در گوشي هاي همراه خود ديده يا درمورد آن شنيده اند ، خواستار مجازات متجاوزان توسط مردم شده اند .

طي روزهاي گذشته درپي انتشار فيلم اين جنايت و خبر آن در ورامين و بخشهاي تابعه ، برخي شهروندان قرچكي اقدام به ضرب و شتم اتباع افغان در اين مناطق كردند .

بخشدار قرچك در اين باره گفت : انتشار خبر مربوط به تجاوز چند تبعه افغان به يك دختر ايراني در شهر قرچك كه در روزهاي اخير فيلم آن از طريق تلفن‌هاي همراه بين شهروندان وراميني بلوتوث شده است ، صحت ندارد .

عين الله تاجيك افزود، با دريافت اين خبر، كميته اي در بخشداري با مشاركت نيروي انتظامي و دستگاه قضايي تشكيل و علل انتشار اين شايعه بررسي شد .

وي اظهار داشت: با بررسي هاي به عمل آمده مشخص شد كه اين جنايت در يكي از شهرهاي استان خراسان شمالي روي داده و برخي از افراد متجاوز نيز دستگير شدند .

اين درحالي است كه با وجود دستگيري عاملان اين جنايت در خراسان شمالي و رسيدگي به اتهامات مجرمان، اين فيلم مورد سوء استفاده برخي افراد براي متشنج كردن ورامين قرار گرفته است.



نویسنده : در تاريخ سه شنبه بیست و دوم آذر 1390
لابد شنیدین که میگن اگه میخوای دعات زودمستجاب بشه اول واسه بقیه دعاکن بعدخودت چون اینطوری دعات زودترمستجاب میشه امادرصورتی که قبلش استغفارکنیم.هرادمی توی زندگیش گناه میکنه واون گناهامیشه سدماواسه اجابت دعا یعنی بواسطه ی اون گناه حاجت نمیگیریم.یه جاخوندم وقتی کسی بهت میگه التماس دعا بهترین دعااین ایه ی شریفه س(اللهم اغفرللمومنین والمومنات)این ایه باعث ازبین رفتن اون مانع میشه وبهترین خدمت به اوست.روایت حضرت علی(ع):عجبت لمن یتصدی لاصلاح الناس ویفته اشدشی فسادا:درشگفتم ازکسی که میخواهددیگری رااصلاح کنددرحالیکه خودش بیشترین فسادرادارد.



نویسنده : در تاريخ دوشنبه بیست و یکم آذر 1390

 

 

 



 



 

نيمروز هژدهم مي ٢٠٠۵، دراکولاي آشفته يال از ديار هزارويکشب افسانه ها به دل کوچه هاي چارقلعه (وزيرآباد) کابل آمد و دم دروازه يکي از خانه هاي کاهگلي زانو خواباند. خونخواه تشنه، پنجه بر گردن نازکتر از شيشه غرفه هاي بانک خون ساييد. او قرباني تازه ميخواست. از آنجايي که دراکولاي "بيگناهتر" از فرشته نميتواند، اينسوي روزنه هاي تنگ پا گذارد، بايد شکار را نزد خويش فراخواند.




نویسنده : در تاريخ جمعه هجدهم آذر 1390 [ادامه مطلب]
درغروب واپسین لحظه هادرانجاکه دیگرنگاهت به سرخی افق امیخته میشودناگه ریختن اشک مراحیران میکندومن درپیله ای ازغم به خودمی پیچم انگارکه کودکی درجاده های انتظارچشم به راه طلوع روشن درمسیرزندگی است



نویسنده : در تاريخ یکشنبه پانزدهم آبان 1390

دستهایم رابسویت بالامیبرم تاتوراباتمام وجودم ستایش کنم چرامه تویی دوای دردهردرمانده.ای ساقیامن توراازان لحظه که چشمهایم بانورتوبینادوقدمبه جهانی که توبرایم مقدرکردی نهادم وان لحظه بودکه         اغوش گرم مادررابه من هدیه کردی که لذتش رادرهیچ چیزی نمیتوان یافت وبازتوبودی که همه              چیزرازیباجلوه دادی من هرروززندگی راباطلوع وغروبش مینگرم گرمایی که می ایدوامدنش                 زیباست(متولدشدن)وسرمایی که میرودمانندرفتن که سردوبی روح است(غروب)وتوبازانزیباییت       رادرهردونهادی که برایم شگفت انگیزاست وبازمن باتمام عشق ومحبتی که توبه من دادی نگاهم رابه اسمان ابی ات میدوزم چراکه پرنده هایت رادراسمان بی پایانت مرابه امیدمیرساندچراکه امیدرادرکوچ پرنده های مهاجرکه به گرمامیروندمیبینم اری این خودامیداست پس من خودراهماننداین پرنده هاکه   باامیدبرمنگردندبه تومیسپارم.ای امیدبی پایان                                                                                                                                                                                                          



نویسنده : در تاريخ یکشنبه پانزدهم آبان 1390
تعجب نکن اگرشعرتازه ای برایت نمینویسم هیچ مدادی وقتی خیس میشودنمینویسد

عکس , سایت عکس , بزرگترین سایت عکس , عکس , سایت عکس , عکس روز , مجموعه عکس , عکس بدون آرم , عکس دختر , عکس زیبا , عکس باحال , عکس بدون سانسور , عکس کاریکاتور , عکس اونجوری , عکس عشقولانه ,عکس عاشقانه , عکس اونجوری , عکس میکس شده , عکس آنچنانی , عکس لورفته , عکس خفن , عکس های داغ روز , عکس های دختران ایرانی , عکس های عاشقانه , عکس های لورفته بازیگران , عکس های مبتذل , عکس های ناز دختران , عکس های دخترهای خارجی ,عکس های اونجوری و با حال و زیبا , عکس های دختران کریسمسی , عکس های لورفته ی مهناز افشار , عکس های لورفته ی لیلا اوتادی , عکس های بازیگران زن ایرانی , عکس های بازیگران مرد ایرانی , عکس های بدحجابی , عکس های دختر های خوش اندام , عکس های نیوشا ضیغمی , بزرگترین سایت عکس ایران , برترین سایت عکس , دانلود عکس های با کیفیت , عکس های منتخب , عکس های هنری و زیبا , عکس های فیلم های جدید ایرانی , سایت عکس ایرانی , والپیپر زیبا , والپیپر دختر , دانلود عکس دختر



نویسنده : در تاريخ شنبه هفتم آبان 1390
9mmupzp7hv7kaxhed6d6.jpg



نویسنده : در تاريخ شنبه هفتم آبان 1390
روزگاردوگونه است:                                                                                                               " روزی موافق طبع تووروزدیگربرخلاف مرادت روزی که بروفق مرادت بودسبکسری نکن وروزی که به زیان توبودافسرده مباش"



نویسنده : در تاريخ سه شنبه سوم آبان 1390
سلام خدای خوبم سلام همدم تنهاییام چه خبرازاسمون؟ازستاره ها؟هنوزهیچ ستاره ای بهم نخورده؟هنوزهیچ شهاب سنگی اماده نشده تاخودشوپرت کنه روی زمین؟ازماه زشتمون چه خبر؟ماه گلایه ازین داره که وقتی ابرامیرن پشتش قایم میشن زشت میشه دانشمندان روی زمینم که کشف کردن زشتترین سیاره ی روی زمین ماهه یه فکری بحالش بکن گناه داره.خورشیدتم که معلوم نیس کدون طرفیه3ماه اونقدرمیتابه که جزغاله میشیم3ماهم اوتقدرسرده که منجمدمیشیم امابگردم خودتوکه بهش یاددادی یه6ماهی باهامون راه بیاد.                             جداازین حرفابهت بگم اگه تورونداشتم چکارمیکردم؟تنهاییاموباکی پرمیکردم؟واسه کی قلم دستم میگرفتموروی کاغذخط خطی میکردم؟درسته به نمازروزهامون احبیاجی نداری امامگه نداشتمت بخاطرکی1ماه روزه میگرفتم؟صبح وظهروشب نمازمیخوندم؟ولی شرمندم چون میدونم ازبزرگواریه زیاده که حداقل یه چن تاازنمازروزه هامونوقبول میکنی اخه ماادماعادت غیبت داریم عادت دروغ داریم عادت تهمت داریم عادت داریم زرق وبرق دنیارونگاه کنیم عادتای زشتیکه...چی بگم؟؟؟وقتی میایستیم به نمازتازه یادمون میفته پولامونوکجاگذاشتیم یه وقت نکنه گوشی زنگ بخوره نفهمیم به خودت قسم شرمندم اشرف مخلوقاتت شده اشرف شیطونا اماتوبازم ازمهربونیه زیادت شب به چشمون خواب میدی صبح بایه نفس تازه ماروازخواب بیدارمیکنی اخ اخ چه کنیم که ماادماچقدربی چشموروییم بعدازکلی گناه میای بایه تلنگرماروبه خودمون بیاری بهت میگیم این رسمشه؟اگه کمکمون نکنی دیگه سراغت نمیام وتودوباره بهمون فرصت میدی تاازنوشروع کنیم ماهم طبق معمول بی چشمورو     خدایاواقعاخسته نمیشی؟؟....میگن چوب خداصدانداره وقتی میخوری دوانداره          خدایاقسمت میدم به14معصوم قسمت میدم به12خورشیدت خلاصه قسمت میدم به ادمای خوبت به اوناییکه عاشقشونی نکنه یه روزچوبه نصیب مابشه؟؟؟                           قربونت برم مواظب همه ی مابنده های بی خیروبرکتت باش                قربانت:بنده ی حقیروبی چیزت شیما



نویسنده : در تاريخ سه شنبه سوم آبان 1390

رهگذری بیش نیستم.درگذر زندگی.عابرپیاده

منم تنهاورهگذری که بایدمسیرطولانی رادرراه پرپیچ وخم طی کند.انگارکه به خودوجوانیش قول داده که اورااستوارکند حال این مسیرخواه سخت

             



نویسنده : در تاريخ دوشنبه دوم آبان 1390

نمى‏دانيد؛ واقعاً نمى‏دانيد چه لذتى دارد وقتى سياهى چادرم، دل مردهايى كه چشمشان به دنبال خوش‏رنگ‏ترين زن‏هاست را مى‏زند.
نمى‏دانيد چقدر لذت‏بخش است وقتى وارد مغازه‏اى مى‏شوم و مى‏پرسم: آقا! اينا قيمتش چنده؟ و فروشنده جوابم را نمى‏دهد؛ دوباره مى‏پرسم: آقا! اينا چنده؟ فروشنده كه محو موهاى مش‏كرده و آرايش زن ديگرى است و حالش دگرگون شده ، من را اصلاً نمى‏بيند. باز هم سؤالم بى‏جواب مى‏ماند و من، خوشحال، از مغازه بيرون مى‏آيم.
نمى‏دانيد؛ واقعاً نمى‏دانيد چه لذتى دارد وقتى مردهايى كه به خيابان مى‏آيند تا لذت ببرند، ذره‏اى به تو محل نمى‏گذارند و نگاهت نميکنند .
نمى‏دانيد؛ واقعاً نمى‏دانيد چه لذتى دارد وقتى شاد و سرخوش، در خيابان قدم مى‏زنيد؛ در حالى كه دغدغه اين را نداريد كه شايد گوشه‏اى از آرايشتان ، پاك شده باشد و مجبور نيستيد خود را با دلهره، به نزديك‏ترين محل امن برسانيد تا هر چه زودتر، زيبايى خود را كنترل كنيد؛ زيبايى از دست رفته‏تان را به صورتتان باز گردانيد و خود را جبران كنيد.
نمى‏دانيد؛ واقعاً نمى‏دانيد چه لذتى دارد وقتى در خيابان و دانشگاه و... راه مى‏رويد و صد قافله دل كثيف، همره شما نيست.
چه لذتى دارد وقتى جولانگاه نظرهاى ناپاك و افكار پليد مردان شهرتان نيستيد.
نمى‏دانيد؛ واقعاً نمى‏دانيد چه لذتى دارد وقتى كرم سر قلاب ماهى‏گيرى شيطان براى به دام انداختن مردان شهر نيستيد.
نمى‏دانيد؛ واقعاً نمى‏دانيد چه لذتى دارد وقتى مى‏بينى كه مى‏توانى اطاعت خدايت را بكنى؛ نه هوايت را.
چه لذتى دارد وقتى در خيابان راه مى‏رويد؛ در حالى كه يك عروسك متحرك نيستيد؛ يك انسان رهگذريد.
نمى‏دانيد؛ واقعاً نمى‏دانيد چه لذتى دارد اين حجاب!
خدايا! لذتم مدام باد.



نویسنده : در تاريخ شنبه بیست و سوم مهر 1390

من از خدا خواستم …

من از خدا خواستم که پلیدی های مرا بزداید
خدا گفت : نه
 


  آنها برای این در تو نیستند که من آنها را بزدایم .بلکه آنها برای این در تو هستند که تو در برابرشان پایداری کنی

من از خدا خواستم که بدنم را کامل سازد
خدا گفت : نه

www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ایران ویج ‌

 روح تو کامل است . بدن تو موقتی است

من از خدا خواستم به من شکیبائی دهد
خدا گفت : نه


  شکیبائی بر اثر سختی ها به دست می آید. شکیبائی دادنی نیست بلکه به دست آوردنی است


من از خدا خواستم تا به من خوشبختی دهد
خدا گفت : نه


  من به تو برکت می دهم
خوشبختی به خودت بستگی دارد

من از خدا خواستم تا از درد ها
آزادم سازد
خدا گفت : نه


  درد و رنج تو را از این جهان دور کرده و به من نزدیک تر می سازد

من از خدا خواستم تا روحم را رشد دهد
خدا گفت : نه


  تو خودت باید رشد کنی ولی من تو را می پیرایم تا میوه دهی

من از خدا خواستم به من چیزهائی دهد تا از زندگی خوشم بیاید
خدا گفت : نه

من به تو زندگی می بخشم تا تو از همۀ آن چیزها لذت ببری

من از خدا خواستم تا به من کمک کند تا دیگران را همان طور که او دوست دارد ، دوست داشته باشم
خدا گفت : … سرانجام مطلب را گرفتی


  امروز روز تو خواهد بود
آن را هدر نده

باشد که خداوند تو را برکت دهد…

برای دنیا ممکن است تو فقط یک نفر باشی ولی برای یک نفر، تو ممکن است به اندازۀ دنیا ارزش داشته باشی

داوری نکن تا داوری نشوی . آنچه را رخ می دهد درک کن و بدان که برکت خواهی یافت

 



نویسنده : در تاريخ شنبه بیست و سوم مهر 1390


گفتم: خدایا از همه دلگیرم گفت: حتی از من؟

گفتم: خدایا دلم را ربودند  گفت: پیش از من؟

گفتم: خدایا چقدر دوری    گفت: تو یا من؟

گفتم: خدایا تنها ترینم       گفت: پس من؟

گفتم: خدایا کمک خواستم  گفت: از غیر من؟

کوله بارم بر دوش، سفری باید رفت،

سفری بی همراه،

گم شدن تا ته تنهایی محض،

یار تنهایی من با من گفت:

هر کجا لرزیدی،

از سفرترسیدی،

تو بگو، از ته دل

من خدا را دارم...

شاید این چند سحر فرصت آخر باشد که به مقصد 

برسیم!

 



نویسنده : در تاريخ سه شنبه نوزدهم مهر 1390

 

داستان زیبای دو برادر مهربان

جدیدترین داستانهای کوتاه - داستان های آموزنده کوتاه

دو برادر با هم در مزرعه خانوادگی كار می كردند كه یكی از آنهاازدواج كرده بود و خانواده بزرگی داشت و دیگری مجرد بود .
شب كه می شد دو برادر همه چیز از جمله محصول و سود را با هم نصف می كردند . یك روز برادر مجرد با خودش فكر كرد و گفت :‌
(( درست نیست كه ما همه چیز را نصف كنیم . من مجرد هستم و خرجی ندارم ولی او خانواده بزرگی را اداره می كند . ))
بنابراین شب كه شد یك كیسه پر از گندم را برداشت و مخفیانه به انبار برادر برد و روی محصول او ریخت .
در همین حال برادری كه ازدواج كرده بود با خودش فكر كرد و گفت :‌(( درست نیست كه ما همه چیز را نصف كنیم . من سر و سامان گرفته ام ولی او هنوز ازدواج نكرده و باید آینده اش تأمین شود . ))
بنابراین شب كه شد یك كیسه پر از گندم را برداشت و مخفیانه به انبار برادر برد و روی محصول او ریخت .
سال ها گذشت و هر دو برادر متحیر بودند كه چرا ذخیره گندمشان همیشه با یكدیگر مساوی است . تا آن كه در یك شب تاریك دو برادر در راه انبارها به یكدیگر برخوردند . آن ها مدتی به هم خیره شدند و سپس بی آن كه سخنی بر لب بیاورند كیسه هایشان را زمین گذاشتند و یكدیگر را در آغوش گرفتند



نویسنده : در تاريخ یکشنبه هفدهم مهر 1390